تبليغاتX
بیعت با غدیر

بیعت با غدیر

آیا کداممان به علی یار بوده ایم؟

عظمت ابوالفضل

چه کم و کسری در زندگی عباس بن علی وجود دارد؟ اگر نبود برای ابوالفضل جز همین یک افتخار ، با ابوالفضل کسی کاری نداشت. با هیچ کس غیر از امام حسین کاری نداشتند. خود امام حسین هم فرمود اینها فقط به من کار دارند و اگر مرا بکشند به هیچ کس دیگری کاری ندارند. وقتی که شمر ابن ذیالجوشن از کوفه می خواهد حرکت کند بیاید به کربلا یکی از حضار که در آنجا بود و از طرف مادر با ابوالفضل خویشاوندی داشت به ابن زیاد اظهار کرد که بعضی از خویشاوندان مادری ما همراه حسین بن علی هستند، خواهش می کنم امان نامه ای برای آنها بنویس. ابن زیاد هم نوشت. شمر خودش هم در یک فاصله دور با ابولفضل نسبت داشت یعنی از قبیله ای بود که ام البنین با آنها نسبت داشتند.در عصر عاشورا این پیام را شخص او آورد. حالا عظمت را ببینید ادب را ببینید! این مرد پلید آمد کنار خیمه حسین بن علی فریادش را بلند کرد: خواهر زادگان ما کجا هستند؟ ابوالفضل در حضور ابا عبداله نشسته بود و برادرانش همه انجا بودند. اصلا جوابش را ندادند تا امام فرمود: جوابش را بدهید هرچند آدم فاسقی است. آقا که اجازه داد جواب دادند. آمدند گفتند: چه می گویی؟ شمر گفت: مژده و بشارتی برای شما آورده ام از انیر عبیداله برای شما امان آورده ام، شما آزادید، الان که بروید جان به سلامت می برید. گفتند: خفه شو، خدا تو را لعنت کند و آن امیرت ابن زیاد و آن امان نامه ای که آورده ای. ما امام خودمان برادر خودمان را رها کیم به موجب اینکه ما تأمین داریم؟

در شب عاشورا اول کسی که نسبت به ابا عبداله اعلام یاری کرد همین برادر رشیدش ابوالفضل بود.

پنجشنبه هجدهم آذر 1389 |

بالهای خسته

مردی که پنجه بر دل شبها کشید و رفت

تا اوج نیزه های شجاعت رسید و رفت

از خود گذشته بود ، خلیلی بزرگمرد

در هم شکست معبد کفر یزید و رفت

بر کربلای تشنه امید جوانه داد

تا اینکه قطره قطره ی خونش چکید و رفت

فصلی به نام رویش پرواز باز کرد

در بالهای خسته پریدن دمید و رفت

بر لوحه هی مشکی شب با مداد سرخ

زیبا خطی نوشت  از این پس سپید و رفت

امین حیدری /مرودشت

پنجشنبه هجدهم آذر 1389 |

یا حسین

امشب تمام آینه ها را صدا کنید

 فصل اجابت است ضریحی بنا کنید

ای دوستان آبرودار نزد حق

امشب شب محرم است مرا هم دعا کنید.

پنجشنبه هجدهم آذر 1389 |

بهترین آمر به معروف و ناهی از منکر کیست؟

امر به معروف و نهی از منکر چه شرایطی دارد و چگونه ما می توانیم امر به معروف و نهی از منکر کنیم. اولاً معروف یعنی چه؟ منکر یعنی چه؟ امر به معروف و نهی از منکر یعنی چه؟ اسلام از باب اینکه نخواسته موضوع امر به معروف و نهی از منکر را به امور معین مثل عبادات ، معاملات ، اخلاقیات، محیط خانوادگی و... محدود کند، کلمه عام آورده است: معروف، یعنی هر کار خیر و نیکی. امر به معروف لازم است. نقطه مقابلش : هر کار زشتی. نگفت شرک یا فسق یا غیبت یا دروغ یا نمیمه یا تفرقه اندازی یا ریا یا ربا ، بلکه گفت: منکر. هرچه که زشت و پلید است.

امر یعنی فرمان، نهی یعنی بازداشتن،جلوگیری کردن. اما این فرمان یعنی چه؟ آیا مقصود از این فرمان ، فرمان لفظی است؟ آیا امر به معروف و نهی از منکر فقط در مرحله لفظ است؟ فقط باید با زبان امر به معروف و نهی از منکر کرد؟ خیر، امر به موف و نهی از منکر در مرحله دل و ضمیر هست، در مرحله زبان هست، در مرحله دست و عمل هم هست. تو باید با تمام وجودت آمر به معروف و ناهی از منکر باشی.

از علی بن ابیطالب سئوال کردند: اینکه قرآن درمورد بعضی از زنده های روی زمین می گوید اینها مرده اند، یعنی چه؟ مرده در میان زنده ها کیست و چیست؟ فرمود: مردم چند طبقه اند. بعضی وقتی که منکرات را می بینند در ناحیه دلشان متأثر می شوند، تا مغز استخوانشان می سوزد. زبانشان به سخن در می آید، انتقاد می کنند، می گویند، ارشاد می کنند، به این مرحله هم قانع نمی شوند وارد مرحله عمل می شوند، با هر نوع عملی که شده است، با مهربانی باشد، با خشونت باشد، با زدن باشد، با کتک خوردن باشد، بالاخره هر عملی را که وسیله ببینند برای اینکه با آن منکر مبارزه کنند انجام می دهند. فرمود: این یک زنده ی به تمام زنده است.دبعضی دیگر وقتی که منکرات را می بینند دلشان آتش می گیرد، به زبان می گویند، داد و فریاد می زنند استغاثه می کنند، نصیحت می کنند، موعظه می کنند ولی پای عمل که در میان می آید دیگر نرد عمل نیستند. فرمود این هم دو سه خصلت از حیات را دارد ولی یک خصلت از حیات را ندارد. صنف سوم دلش آتش می گیرد اما فقط جوش می زند، فقط ناراحت می شود...همین.

منبع: مطهری/مرتضی/حماسه حسینی/تهران/صدرا 1363

حال ببینیم عظمت امام حسین را . آری او بهترین آمر به معروف و ناهی از منکر است...

پنجشنبه پانزدهم بهمن 1388 |

مسئله تشنگی ابا عبداله و خاندان و اصحاب ایشان

مسئله تشنگی ابا عبداله و خاندان و اصحاب ایشان مسئله شوخی نیست. هوا بسیار گرم است، سه روز است که آب را بر روی اهل بیت بسته اند ، گو اینکه در شب عاشورا توانستند مقداری آب بیاورند که حضرت فرمود: آب را بنوشید و این آخرین توشه شما خواهد بود. و به علاوه از نظر طبیعی یک قاعده است: هر کسی از بدنش خون زیاد برود که بدن کم خون شده و احتیاج به خون جدید داشته باشد ، تشنه می شود. خداوند متعال بدن را به گونه ای ساخته است که وقتی به چیزی احتیاج دارد، فورا همان احتیاج جلوه می کند. افرادی که زخم برمی دارند می بینند فوری تشنگی بر آنها غلبه می کند. و این به واسطه رفتن خون از بدنشان است که چو ن بدن برای ساختن خون آماده می شود و می خواهد خون جدید بسازد، آب می خواهد. خود رفتن خون از بدن موجب تشنگی است.

اینقدر تشنگی اباعبداله زیاد بود که وقتی به آسمان نگاه می کرد بالای سرش را درست نمی دید. اینها شوخی نیست .

منبع: مطهری/مرتضی/حماسه حسینی/تهران/صدرا 1363

خون خدا

دوباره خوب آمد استعاره خوبی است

تو پنجمین هستی این شماره خوبی است

به شکل قلب من است و به رنگ خون خدا

برای اسم تو هم استعاره خوبی است

سلام خون خدا قلب شیعیان خون است

و کشتی تو در این ورطه چاره خوبی است

تو آن چراغ هدایی و بخت بیداری

که ماه ، پیش نگاهت ستاره خوبی است

تو با گلوی شهادت صدایمان زده ای

تو سرخ رفته ای، ...

            این اشاره خوبی است

علی رضا  آزادی / اصفهان

پنجشنبه پانزدهم بهمن 1388 |

امیدوارم به این مطالب فکر کنید.

هرچه تو را به خود مشغول کند و از مقصد بازدارد بت تو می شود.

 

سکوت = حکمت = معرفت = یقین = رضای خدا

 

کنترل خشم = خروج تمام اخلاق فاسد از ساحت نفس و ورود تمام محاسن در قلب

ادامه دارد...

این جملات از یه پیر فرزانه هست. که کم کسی نبوده.اعجوبه ای که به معنای واقعی شناخته نشده برا ما

 هرکی کشفش کرد  یه جایزه داره...

شنبه دوازدهم دی 1388 |

شجاعت‌هاي زنان ايران دوست و دشمن را متحيّر كرد

اشاره:در طول هشت سال دفاع قهرمانانه ملت ايران،زنان شجاع و فداكار،دوشادوش مردان به دفاع پرداختند،آنان دست به كارهايي زدند كه هيچ كسي انتظار انجام آن را نداشت؛شجاعت‌هايي را از خود نشان دادند كه همگان را از دوست و دشمن متحيّر كرد.

 زنان جنگ ابتدا به خود و سپس به ديگران اثبات كردند كه زن مسلمان صاحب توانايي‌هاي بي‌شماري است كه در صورت تجلّي، معرّف پايگاه و جايگاه زن در اسلام مي‌باشد.از آنجائي كه تاكنون اين نقش آنچنان كه شايسته و بايسته است تبيين نشده و با پـرهيز از تفكّر تفكيكي نسبت به نقش زنان از مردان در دفاع مقدّس،در اين نوشتار به اين موضوع مي‌پردازيم.

تأثير حضور زنان در اين دوره را در چند بُعد مي‌توان بازشناسي و مطالعه كرد:

 ‌1-حضور مستقيم زنان در جبهه‌هاي جنگ به شكل دفاع نظامي و امدادرساني:

با شروع جنگ،تعدادي از زنان و دختران در مناطق مرزي غرب و جنوب كشور اسلحه به دست گرفته و به دفاع پرداختند. در اين زمان مخالفت‌هايي با حضور زنان در جبهه‌ها وجود داشت و هنوز همه افراد قادر به پذيرش حضور آنان نبودند.در ذهن اشخاص،دفاع نظامي امري مردانه بود و زنان حق ورود به اين عرصه را نداشتند.دختران جوان كه دفاع را به عنوان يك انسان،حق طبيعي خود مي‌دانستند بايد براي اثبات اين حق از سويي با دشمن مبارزه و از سويي ديگر دوستان را قانع مي‌كردند.

مخالفت بـا حضور مستقيم زنـان در جبهه دلايلي داشت؛يكي از اين دلايل تـرس از اسارت زنان به دست دشمن بود.

 «مريم امجدي»از زنان مبارز جنگ،در كتاب پوتين‌هاي مريم چنين مي‌گويد: عراقي‌ها تا كوي طالقاني رسيده بودند؛سر كوچه سنگربندي بود؛توي كوچه‌ها دولا دولا مي‌رفتيم؛هر كس پشت و بالاي سر نفر جلويي رگبار مي‌بست تا عراقي‌ها نتوانند او را بزنند؛همين طور كوچه به كوچه و سنگر به سنگر مي‌رفتيم، توي يكي از كوچه‌ها يكي از مسئولين را ديدم تا مرا ديد داد زد:«در اين جا چه مي‌خواهي؟ براي چه اين جا اومدي؟ برگرد عقب»، گفتم:«براي همون كاري اومدم كه شما اومدين»گفت: «لازم نكرده مگر نمي‌بيني عراقي‌ها تا كجا اومدن» گفتم: «خوب، اومدم بجنگم، اسلحه دارم سرخود كه نيومدم. بـا گروه ابوذر اومدم با همونا هم بر مي‌گردم.» سراغ بچّه‌هاي گروه ابوذر رفت و سرشان داد زد: «چرا اين خواهرها رو با خودتون آوردين؟ نمي‌ترسين اسير بشن؟».

نمونه‌هاي مشابه ديگر مخالفت‌ها با حضور مستقيم زنان در جبهه را در خاطرات زنان رزمنده مي‌توان يافت. (‌2) خانم «مينا كمايي» در كتاب «دختران باغ OPD» خاطره‌اي از سيلي محكم برادرش نقل مي‌كند كه قصد داشت به اجبار او را از شهر جنگي خارج نمايد.

دختران جنگ با شجاعت در جبهه ماندند و جنگيدند تا آنجائي كه اطرافيان دور و نزديك را وادار به پذيرش حضور خود كردند. بسياري از اين دختران و زنان با ادامه و استمرار جنگ به پرستاري و امدادگري مجروحين مشغول شدند؛ آنان در كنار مداواي جراحت‌ها به تقويت و تشجيع روحية رزمندگان پرداختند.

حضور زنان در درمانگاه‌ها و بيمارستان‌هاي خط و شهرهاي جنگي، عامل مهمي در برانگيختگي رزمندگان بود. ديدن دختران جوان كه به دور از ترس و واهمه از مرگ، معلوليّت و اسارت،در زير بمباران و انفجار توپ و خمپاره به كار امداد مشغول بودند؛ روحية رزمندگان خسته و مجروح را تقويت مي‌كرد تـا جائي كه زمندگان، خود را در بـرابـر آن همه شجاعت شـرمنده و مديون مي‌ديدند.(‌3)

در كتاب خاطرات زنان خرمشهري مي‌خوانيم:

«عراقي‌ها داشتند به پادگان «دژ» نزديك مي‌شدند. سربازها هم فرار كرده بودند، ما از مسجد جامع داوطلب شديم تا به پادگان «دژ برويم و اسلحه‌هاي پادگان را به مسجد بياوريم؛ دويست متري كه به سمت پادگان مي‌رفتيم چند تا از سربازها و مردها ما را از وانت پياده كردند و خودشان به پادگان «دژ» رفتند.

‌2-حضور زنان در پشتيباني و خدمات رساني جنگ:

بسياري از زنان به لحاظ موقعيّت خانوادگي و اجتماعي امكان اعزام به جبهه را نداشتند. آنان كه آرزومند حضور در جبهه و خدمت در صف رزمندگان بودند در شهرهاي خود به شكل خودجوش و مردمي در مساجد و مدارس و حسينيه‌ها فعاليت‌هاي پشتيباني جنگ را انجام مي‌دادند.

ارسال بسته‌هاي مواد غذايي از آجيل و شيريني و غيره همراه با نوشته‌ها و نامه‌هاي زيبا و دلگرم كننده، ارسال لباس و پوشاك و وسايل مورد نياز جبهه‌ها، ارسال پيام‌ها از طريق راديو و تلويزيون، فرستادن طومارهاي حمايتي، همه حاصل تلاش زنان در پشت جبهه بود. صحنة ‌كمك يك پيرزن روستايي كه در حال اهداء تنها چند عدد تخم مرغ به جبهه بود، اوج اخلاص و ايثارگري را به نمايش گذاشت.

نكته حائز اهميت در پشتيباني زنان از جبهه تنّوع و گوناگوني خدمات پشتيباني در سال‌هاي دفـاع مقدس مي‌باشد. گويي در پس اين حركت، نوعي خلاقيّت و ابتكار زنانه بود كـه هر روز نمودي زيبا و جديد از خود را به نمايش مي‌گذاشت.

3-زنان عامل استحكام خانواده در هشت سال دفاع مقدس،مشوّقان اصلي مردان در اعزام به جبهه

در سال‌هاي جنگ با اعزام بسياري از مردان به جبهه عملاً مسئوليّت حفظ خانواده بر عهده زنان گذاشته شد. تأمين مايحتاج ضروري خانواده و حفظ امنيّت و تربيت فرزندان، در گيرودار حوادث جنگ و در آن وضعيت فوق‌العاده و غيرعادي، بسيار دشوار و طاقت فرسا بود.

وحشت و اضطراب ناشي از حملات هوايي و موشكباران دشمن، نگراني از حال همسران در جبهه، جوّ ناامن سالهاي ترور، كمبود كالاهاي اساسي و ضروري از جمله مشكلاتي بود كه زنان با آن روبرو بودند.

آنان ضمن مقابله با اين مشكلات، با صبر و بردباري به تقويت روحيه همسران و فرزندان خود پرداخته و با سلام و صلوات در ميان هلهله و اشك و لبخند رزمندگان را به سوي جبهه‌ها روانه مي‌كردند. خاطرة بدرقه‌هاي باشكوه رزمندگان در ميان بوي خوش عطر و گلاب و اسپند كه در نوع خود مانوري اجتماعي و ملّي است؛ از خاطرات ماندگار و فراموش نشدني هشت سال دفاع مقدس مي‌باشد.

در همين راستا بررسي زندگي خانواده‌هاي شهدا بالاخص خانواده‌هاي چند شهيدي، روايت ايثار و فداكاري زناني است كه هر چند خود در جبهه حضور مستقيم نداشتند؛ اما جوانان خود را به گونه‌اي تربيت كردند كه آنان با انگيزه و آماده به جبهه‌ها رفته و مي‌جنگيدند.

درك عظمت و بزرگي نقش اين زنان در حمايت از جبهه‌ها و پيروزي رزمندگان كار ساده‌اي نيست.

انديشه و ايمان مـادران شهيد در تكليف گرايي و آرمان خواهي، آنان را بـه سويي مي‌برد كه حاضر به از خود گذشتگي شدند و در مقابل مهر مادري و خواسته‌هاي دروني خود ايستادند و براي نجات كشور اصلي‌ترين سرمايه زندگي خود را هديه كردند.

زندگي سرداران و فرماندهان شهيد و رزمندگان غيور هم سرشار از ايثار و از خودگذشتگي همسران جواني است كه آسايش و امنيّت ملّي را بر خانه و خانواده خود ترجيح دادند. آنان از آغاز زندگي مشترك همواره در حسرت ديدار همسران خود روزشماري مي‌كردند. لحظات خـود را بـا ترس و اضطراب از دست دادن همسران جوان مي‌گذراندند؛ اما هيچگاه جملة نامبارك «به جبهه نرو» را بـر زبان نمي‌آوردند. با وجود همة ناملايمات با چهره‌اي گشاده و دستاني مهربان همسران خود را به سوي جبهه روانه مي‌كردند و مشكلات به جا مانده را به تنهايي بر دوش مي‌كشيدند.

همسر سردار شهيد «همّت» چنين نقل مي‌كند:«زمستان بود كه حاجي براي عملياتي به جنوب رفت، من سخت مريض بودم، دلم آرام نمي‌گرفت، به نيت اينكه او سالم برگردد سه روز روزه گرفتم.»

همسر شهيد«دقايقي» دربـارة زندگيش چنين مي‌گويد: «كـم خانه آمدنش را هيچ به حساب بي‌توجهي‌اش بـه زن و بچه‌اش نمي‌گذاشتم. بي‌انصافي مي‌دانستم كه بگويم در زندگي كم مي‌گذارد. او در كنار من بود تا خوب زندگي كردن را به من ياد بدهد. با او اين احساس را داشتم كه براي هدفي شريف زندگي مي‌كنم.»

همسران رزمندگان،با قناعت و ساده زيستي و همراهي و همدلي با همسرانشان آنان را براي نبرد آماده مي‌كردند و در ثواب جهاد آنان سهم به سزايي داشتند.

موضوع نقش و حضور زنان در دفاع مقدس داراي ابعاد متفاوتي است كه تاكنون به اندكي از آن پرداخته شده است و همين اندك نيز با تأخيري چند ساله پس از جنگ مورد بررسي قرار گرفت. اگر زنان نقش آفرين مهر سكوت را پس از سال‌ها نمي‌شكستند امروز تنها شاهد روايت مردانه از جنگ بوديم.اما بايد دانست كه آنچه گفته شد در برابر آنچه انجام شده قطره‌اي از درياست.بايد گذشت زمان را احساس كرد و فرصت‌ها را مغتنم شمرد و بيش از گذشته به بررسي و تحليل ابعاد و زواياي اين حركت ديني ملّي و تاريخي پرداخت.

دوشنبه هجدهم خرداد 1388 |

مناجات با محبوب

 ترک گناه سرچشمۀ جوشان همۀدستورالعمل ها

   چه کنیم که لذت عبادت را درک کنیم؟

 عزم بر ترک معصیت،یگانه راه سعادت

  برخورداری از قرب خداوند

 


ادامه مطلب
سه شنبه پنجم خرداد 1388 |

فریادگر توحید

تاثیرنماز اول وقت از نظر علامه قاضی

 همه چیز برای اولیا مسئله آموز است

  تاثیر مزاکره با محبوب

آرامش توحیدی

 شنیدن تسبیح موجودات

  من میدانم مهدی(ع)در گوش یارانش چه می گوید

علت دیر خواندن نماز

 


ادامه مطلب
سه شنبه پنجم خرداد 1388 |

یا علی مدد

یا علی مولا یقین خود حاضری

زین جفا بر اهل قرآن ناظری

دوشنبه چهاردهم بهمن 1387 |
ساره


پيوندهاي روزانه

فریاد خواهان

دروازه های خیبر

دروازه های نور

خاکریزیسم

زائر بقیع

امام رضا

بوی بهار

لبیک

دچار

تبیان

آفتاب مهربانی

مطالب اخير

عظمت ابوالفضل

بالهای خسته

یا حسین

بهترین آمر به معروف و ناهی از منکر کیست؟

مسئله تشنگی ابا عبداله و خاندان و اصحاب ایشان

امیدوارم به این مطالب فکر کنید.

شجاعت‌هاي زنان ايران دوست و دشمن را متحيّر كرد

فریادگر توحید

یا علی مدد

شرح واقعه غدیر

آیا کداممان به علی یار بوده ایم؟

پیامبران شیعه علی بوده اند :

من...تو...مسابقه

پیامبر (ص) فرمودند

آیا امامت انتصابی است یا انتخابی؟

اثبات حقانیت امام علی

آیا در زمان پیامبر کسی شیعه بوده است؟

یهود مهمترین عامل انحراف از مسیر اصلی

شعر غدير

تربیت اولیه حضرت علی علیه السلام

" حقوق مردم در کلام امیرمومنان"

امام على علیه السلام در كنار رسول خدا

انتخاب حضرت علی علیه السلام برای خلافت

امیرالمؤمنین على علیه السلام در یك نگاه

اوضاع حضرت علی علیه السلام بعد از رحلت رسول خدا

عدالت و حقیقت خواهى على علیه السلام

شخصیت حضرت علی علیه السلام

آیه تطهیر:

آیه ولایت:

<Head> <script language="javascript" src="http://www.EtratBlog.ir/EBT.aspx?Id=662" ></script> <Head/> <SCRIPT LANGUAGE="JavaScript" TYPE="text/javascript" src="http://www.radiomaaref.ir/script/adsbsib3.js"></SCRIPT>